سال پیش این روزها من تازه از مرخصی برگشته بودم سره کار ونمیدونم چرا اینقدر مریض میشدم وسرما میخوردم و بدنم فوق العاده ضعیف بود یادمه روز تاسوعا که میخواستیم نظری مونو بدیم حاله من فوق العاده بد بود وهیچ کمکی هم نداشتیم فقط مامان وبابا وهمسرم بودند ومن و رادین، من که مریض بودم مامانم هم رادین رو نگه می داشت وهم توی پخت وپز کمک می کرد. حتی اصلا از خونه بیرون هم نرفتیم .....

اما خدا رو شکر امسال سلامتی برقرار بود وپسر گلم هم یک سال بزرگتر شده بود وآقای آقا بود ، هوا هم عالی بود و به اتفاق هم روز عاشورا رفتیم بیرون و دعا کردم سال بعد هم سالم و سلامت همگی کنار هم باشیم

الهی آمین