از زبان رادین 17 ماهه:

رادین می گه : دا دا (همراه با ملحفه ای در دست و حرکت دست ها ) این یعنی اینکه من روی این ملحفه بشینم ودو نفر دو طرفه ملحفه رو بگیرن ومنو تاب بدن وتا زمانی که دستهامون بی حس میشه باید تابش بدیم وبعدش هم که دیگه واقعا ما نمیتونیم تابش بدیم گریه می کنه .

رادین می گه : قان قان این شبه جمله بسته به شرایط مفهومش فرق داره وقتی که رادین می ره سمته اطاقش ومی گه قان قان یعنی اینکه بیا منو بزار روی دوچرخه م بشینم . وقتی بیرون خونه باشیم اگه اتوبوس یا کامیون ببینه صداشو کلفت می کنه ومی گه قان قان کلا ماشین ،موتور ،دوچرخه وتمام  وسایل نقلیه اسمشون قان قانه .

رادین می گه : هاپ بچم هر موجود زنده ای غیر از آدم رو ببینه میگه هاپ از مرغ وخروس و جوجه گرفته تا گربه وسگ وگوسفند ...

رادین کم کم به دو زبان زنده دنیا  مسلط میشه !!! واین هم از فواید سی دی های بی بی انیشتینه . رادین میگه : baby با حرکت دستش که به شکل گهواره تکونش می ده همچنین کلمات mamy -dady -cat & dog رو هم یاد گرفته .

-----------------------------------------------------------------------------------

توی این ماهی که گذشت ما خونمون رو عوض کردیم وبه خاطر گله روی رادین خان اومدیم تو ی کوچه مامانی وبابایی خونه اجاره کردیم که البته زحمت مامانیش بیشتر شد وهر روز صبح راس ساعت 7 میاد منزله ما پیش رادین جون که رادین جون بتونه خوابه صبحشو کامل کنه مامانی عزیز دوستت داریم و ای  کاش بتونیم گوشه ای از زحماتی که برای ما می کشی جبران کنیم .

-------------------------------------------------------------------------------------

پسر گله من توی این یک ماه اخیر خیلی مریض شد و ما خیلی غصه خوردیم دو هفته که آنفولانزا گرفته بودی گلم  یه چند روزی خوب بودی که دوباره این ویروسهای لعنتی اومدن تو بدنت خونه کردن ویه چند شبی تب میکردی وبه محض قطع شدن تبت یه روز دیدم که همه بدنت قرمز شده که فکر کردم ادامه تبته که دوباره رفتیم پیش آقای دکتر که تشخیص دادن که شما یه چیزی خوردی که بهت نساخته واین سرخی ها کهیره که برات یه آمپول زدن گریهکه خدا رو شکر یکی دو روز بعد خوب شدی عزیزم علاوه بر همه اینها فکر میکنم که داری دندون در میاری و همش دستت رو میکنی توی دهنت و لثه هات رو می خارونی .

فکر کنم دیگه می خوای دندوناتو کامل کنی تا کم کم بتونیم از می می بگیریمت ماچ

--------------------------------------------------------------------------------------

رادین مامان عاشق ددر رفتنه وتا در باز میشه می گه دَ دَ

روزهای تعطیل هم صبحا با بابا مهرانش میره نون تازه می خره برای صبحانه

غذا هایی که رادین جون دوست داره :

کماکان سیب زمینی سرخ کرده وعصاره ماهیچه جزء لاینفکه سفره ماست ولی ماکارونی وقرمه سبزی هم توی لیست علاقه مندی های کم وبیش هست .

واز نوشیدنی ها هم دوغ که رادین بهش می گه دو دو

---------------------------------------------------------------

 دو ماهه که نتونستم  عکسای قشنگتو بزارم انشاا... به زودی میام و جبران میکنم .ماچ

 

پی نوشت:رادین جون دیروز یعنی در سن 1 سال و 5 ماه و1 هفتگی اسمه خودشو برای اولین بار گفت

بهش میگم بگو رادین میگه :آدی (قربونه حرف زدنت برم من خوشگله مامانقلب)