خیلی دوست دارم زودتر بهار بیاد هم هوا خوب بشه هم کار اداره یه کم سبک تر بشه هم رادین 4 سالش تموم بشه بره تو 5 سال............

این روزها به سختی می گذرد رادین چند شبی است منزل مامانم می مونه چون من تو اداره بیش از حد مشغولم و هر روز مجبورم اضافه بر ساعت کاری بمونم و هم خونمون خیلی سرده و شوفاژها جوابگو نیست و وقتی ساعت 7 شب می رسیم خونه،خونه اصلا هوا نداره و مثل یخچال می مونه منم رادینو می زارم خونه مامانم که هم از سردی خونه در امان باشه و هم سوز و سرمای ساعت 6 صبح ................

دوست دارم زودتر این روزا بگذره و یه نفسه راحتی بکشیم سه تایی و البته با مامان و بابام 5 تایی

خیلی دلم میخواد برای عید یه برنامه ریزی کنم یه سفر سه نفره بریم یه چند رو ز بدون مشغله فقط با هم باشیم و همه وقتمون برای خودمون باشه ................